محمد يار بن عرب قطغان

158

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

( 91 ب ) و از آن طبقهء عالى به روايت شش تن به مسند خانى « 1 » به مراتب ، قدم نهاد [ ند ] . و چون احوال كوچكونجى خان و اولاد و احفاد آن خان عالى شأن شمه‌اى در سلك بيان انتظام يافت ، وقت آن شد كه خامهء سخن‌دان در تحرير و تقرير وقايع ايام پادشاهى سيونج خواجه خان و اولاد و بهادران شهريار عالى مكان شروح نمايد و ديگر حرفى راند كه « 2 » مجمل از احوال آن طبقهء شجاعت‌نشان بيارايد ، و منه الأعانة و التوفيق . در ذكر سيونج خواجه خان و بيان احوال و اولادان « 3 » آن پادشاه « 4 » رفيع المكان و اين سيونج خواجه خان كه ميان اوزبكان به سيونجك خان اشتهار داشت ، پادشاهى بود متشرع و باديانت و در كمال دلاورى و شجاعت . و مادرش دختر الغ بيك ميرزا بود و از آن بانوى عظمى تولد فرمود . بعد از آنكه ممالك ماوراء النهر و تركستان در قبضهء تصرف محمد خان شيبانى قرار يافت ، ايالت تاشكند به سيونج خواجه سلطان گذاشت . و چون محمد خان شيبانى از فتح قزاق مراجعت نمود ، حكومت تركستان به سيد عاشق داد و كوچكونجى خان را والى تاشكند گرداند و ايالت اندجان و بلاد فرغانه را در قبضهء اختيار سيونج خواجه خان نهاد . و بعد از شهادت محمد خان شيبانى بار ديگر ماوراء النهر در تحت تصرف سلاطين شيبانى درآمد و حكومت تاشكند با توابع و لواحق به سيونج خواجه خان قرار يافت و تا آخر عمر در آن مملكت سلطنت نمود . و او ولىّ عهد برادرش كوچكونجى خان بود ، اما قبل از كوچكونجى خان رحلت فرمود . و اين واقعه به تاريخ مذكور روى داد . و از وى دو پسر ماند : [ اول ] : گيلدى محمد سلطان ، دوم : نوروز احمد خان كه مشهور به براق خان است . ذكر گيلدى محمد سلطان و او بعد از فوت پدر روزى چند در ولايت تاشكند به اتفاق امراى اوزبكان صاحب دولت و

--> ( 1 ) . س : « مسند عالى » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 2 ) . ت : ذيل اين جزء را به ذكر مجملى ( 3 ) . ت : اولاد و احوال ( 4 ) . س : پادشاهى